دیگه حتی گریه هم ارومم نمی کنه....اما این تنها کاریه که انجام می دم......
تو همه ی لحظه های تنهاییم....فقط همین اشکا رو دارم.....
چی بگم؟
از هیچ کس شکایت نمی کنم....نه تو....نه خودم....نه خدا.......
اما........
نمی تونم تحمل کنم.....چی کار کنم؟
دیگه به هیچی هیچ امیدی ندارم.......
از این دم وبازدم همیشگی هم دیگه خسته شدم.........
