تبليغاتX
زندگی چیزی نیست .....
زندگی چیزی نیست که سر طاقچه عادت از یاد منو تو برود



هرگز از مرگ نهراسیده ام

هرگز از مرگ نهراسیده ام
اگر چه دستانش از ابتذال شکننده تر بود
هراس من _باری_ همه از مردن در سرزمینی ست
که مزد گورکن
از بهای آزادی آدمی
افزون باشد

جستن
یافتن
و آن گاه
به اختیار برگزیدن
و از خویشتن خویش
بارویی پی افکندن_

اگر مرگ را از این همه ارزشی بیشتر باشد
حاشا حاشا که هرگز از مرگ هراسیده باشم


موضوع :
| +| نوشته شده در و ساعت توسط |